گزارش زنده ی یک زندگی

روزهای برفی :)

پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۷، ۰۲:۱۱ ب.ظ

الان تقریبا 24 ساعته که تو شهرمون داره برف یا بارون میباره

میشه بارون بعد میشه برف ، ی کوچولو زمینو سفید میکنه و دوباره میشه بارون :)


اگه چیزی باشه که باعث بشه غر نزنم و حالم با وجود یه عالمه درس نخونده خوب باشه همین برف و

بارون هاست :)

دیشب یه مهمونی بودم ، پیش دوستای مامانم ، مهمونی تو یکی از رستوران های شهرمون بود ، یه رستوران خفن :) ، از اینا ک موسیقی زنده دارن  :) ، ما تقریبا 20 نفر بودیم و 4 تا میز شده بودیم

همونجا یه خانواده دیگه اومده بودن واسه پسر 2 ساله شون تولد گرفته بودن ، چقدر باحال بودن

کلی با خواننده اونجا شوخی کردن و سلفی گرفتن و خلاصه که خیلی خوش گذشت

واااااقعا نیاز داشتم برم جایی و اینجوری بهم خوش بگذره

داشتم فکر میکردم اگه این مهمونی ترم های قبل ، قبل امتحانا بود من حتما حتما نمیرفتم...

و میگفتم امتحان دارم میخوام درس بخونم :/ ولی این بار گفتم گور باباش باو بریم خوش بگذرونیم

واقعا نمیفهمم این حجم از دایورت شدن من از کجا نشات میگیره :/

تازه این مدت با این همه درس نخونده کتاب " کشتن مرغ مینا" رو هم خوندم :) 

من برم سراغ درسهام ... bye bye

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۷، ۰۲:۱۱ ب.ظ
  • سویل :)

نظرات  (۱)

کتابه خوب بود؟
پاسخ:
اوهوم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی