گزارش زنده ی یک زندگی

گفتم واسم یه آرزو کن ، گفت آرزو میکنم مردی رو داشته باشی که گردنش خوش بو باشه ، گفتم خوش خلق باشه ، دستشو برد توی موهام و گفت موهاش مثل موهای خودت لطیف باشه ، خندیدم ، گفتم مشکی ام باشه ، گفت موهام مشکیه ...
سرم رو بلند کردم ،گردنش رو بوسیدم، مست شدم از بوی خوشش ...
  • سویل :)