گزارش زنده ی یک زندگی

1 ساعتی میشه رسیدیم خونه مون

دلم واسه اتاق خودم تنگ شده بود ... :)


نی نی دختر داییم به دنیا اومد ، من فقط عکسشو دیدم ، فردا میریم میبینیمشون


یه جریان خاستگاری بود تو دی ماه قرار بود واستون بنویسم ولی فرصت نشد ، خب ؟

حالا بابای اون پسره فوت کرده ، دیشب فوت کرده

داشتم فکر میکردم که اگه وصلتی اتفاق افتاده بود بعد این ادمایی که اهل حرف مفت

زدن هستن میخواستن بگن عروسشون بد قدم بوده، یا مثلا قدمش واسه این خونواده

شگون نداشته ، خلاصه که من واقعا غصه خوردم که اون خونواده الان عزادارن، ولی آخرش

با خودم گفتم ببین کارای خدا رو ...


شبتون بخیر

به امید داشتن 1 هفته ی عالی ... با کلی کار و فعالیت ...

  • سویل :)

نظرات  (۳)

  • بابای نرگس
  • هیچ کجا خونه خود ادم نمیشه
    پاسخ:
    بله وااااقعا
    هم خوش اومدید هم شب بخیر :)
    پاسخ:
    ممنون
    وقتی می بینم یه جایی سر یه موضوع به غایت معمولی و عادی پای شگون و نحوست میاد وسط، دیوونه میشم :/
    کی میشه دست از این افکار جهان سومی برداریم آخه... 
    پاسخ:
    واقعا منم اذیت میشم این حرف ها رو میشنوم
    ولی خب باید قبول کنی این افکار هست تو جامعه و خونواده های ایرانی
    هرکاری کنی بالاخره یه نفر اتفاق های بد رو نسبت میده به بد قدمی و
    بدشگونی و این چیزها ...

    فکر کنم حالا حالا ها درگیریم و قرار نیس از این تیپ تفکرات خلاص بشیم متاسفانه...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی