گزارش زنده ی یک زندگی

الان تو اتاق نشستم و دارم قلب و عروق میخونم، مامانم سرماخورده و خوابه و بابام هم خسته از سر کار میاد و بیهوش میشه و من الان بیشتر از همیشه احساس تنهایی میکنم...
امروز رفتم کارگاه شعر، آخ که مستر کاف چقدر خوشتیپ شده بود ،موهاش مشخص بود تازه اصلاح شده و کاملا تمییز بود ،ریش هاش آنکارد شده و مرتب و یه تیشرت سبز خوش رنگ پوشیده بود با شلوار کتون سورمه ای :)
تو کل این مدت(از آبان تا الان) اینقدر خوش تیپ ندیده بودمش، همینطور نگاهش میکردم و میگفتم خوش به حال اون موقع که دوستت داشتم و صد حیف که الان اینقدر نسبت بهت خنثی ام ...
  • سویل :)

نظرات  (۱)

عالی بودش
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی