گزارش زنده ی یک زندگی

دیروز رفتیم چهل ستون و باغ گل و سی و سه پل و پل خواجو و از از گز درشتی، گز آردی خریدیم
شبم خسته و کوفته برگشتیم و شام زدیم و وسایلو جمع کردیم واسه امروز صبح، الان تو راه یزدیم
+بابام هرجور شده باید دو تا حرف بزنه به آدم که کوفتمون کنه ها...نمیتونه ی ذره ملاحظه کنه، البته منم رفتم تو زمره ی دایورت کنندگان و نمیذارم الان بهم بد بگذره ولی امیدوارم شوورم یه آدم با حوصله و خوش اخلاق باشه .
+خوش خلق باشید که روزاتون خوشگل باشن :)
  • سویل :)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی